ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

مقدمه 15

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

عليه السلام و هزار كلمهء ديگرى كه ابن ابى الحديد برگزيده و ضميمه كرده است ، كمتر بحث تاريخى طرح شده است . ابن ابى الحديد در اين شرح خود از منابع بسيار مهم و به اصطلاح امهات كتب استفاده كرده است و چون خود او مدتها سرپرست كتابخانه‌هاى بغداد بوده است امكانات بسيارى در اختيار داشته و طبيعى است كه كتابخانهء ده هزار جلدى ابن علقمى هم در اختيار او بوده است ، به عنوان مثال در همين مطالب تاريخى از كتابهايى استفاده كرده كه بيشتر آنها پيش از « تاريخ طبرى » تأليف شده است و برخى از آنها مورد استفاده طبرى و در اختيار او نبوده است ، براى اطلاع بيشتر در اين مورد لطفاً به مقاله « ابن ابى الحديد » در « دائرة المعارف تشيع » مراجعه فرماييد . ابن ابى الحديد در مورد منابع تاريخى و كلامى سعى كرده است كه از بهترين منابع گروههاى مختلف ، اعم از سنى و شيعه ، استفاده كند و به عنوان مثال به همان اندازه كه از آثار تاريخى بزرگان شيعه بهره برده است به آثار تاريخى اهل سنت هم نظر داشته است ، او نه تنها از « وقعة صفين » نصر بن مزاحم منقرى ، كه از كتاب « صفين » ابن ديزيل همدانى هم استفاده كرده است ، در مباحث كلامى هم همينگونه است ، آنچنان كه در مقابل اقوال قاضى عبد الجبار معتزلى كه از كتاب « المغنى » او نقل كرده است ، اقوال متكلم بزرگ شيعه سيد مرتضى ( ره ) را هم از كتاب « الشافى » آورده است و اين روش را در مورد اقوال فقهى هم رعايت كرده و آراء شافعى و ابو حنيفه و مفيد و طوسى و ديگران را به خوانندهء كتاب عرضه داشته است و ضمن مطالعه به اين موارد كه بسيار است بر مى خوريد و انصاف اين است كه از يكسو نگريستن پرهيز مى كرده و سعى داشته است آراء گوناگون را عرضه دارد ، به همين سبب است كه شرح نهج البلاغه او از هر جهت در خور توجه است . نكتهء ديگرى كه اشاره به آن لازم به نظر مى رسد ، اظهار نظرهاى مختلف درباره مذهب ابن ابى الحديد است . برخى بر تشيع او و گروهى ديگر بر سنى بودنش اصرار ورزيده‌اند ، ولى با دقت در اظهارات صريح او به خوبى آشكار مىشود كه او شيعهء امامى نيست . و براى نمونه چند مورد را نقل مى كنيم : نخست آنكه ضمن قصايد علويات چنين سروده است : و رايت دين الاعتزال و اننى * اهوى لاجلك كل من يتشيع « معتقد به آيين معتزله‌ام و همانا كه به پاس تو ، هر كه را شيعى است ، دوست